برای مادرهای دلشکسته…
تقدیر هر انسانی به گونهای رقم میخورد که گاهی از درک ما بیرون است. خودتان را سرزنش نکنید، خودتان را محکوم نکنید و بار سنگینِ «اگرها» را بر دوش نکشید.
امیرعلی برای یک عمل ساده رفت و تمام …..
نه موتور بود…
نه تصادف بود…
نه ماشین بود…
نه هیچکدام از آن اتفاقهایی که همیشه از آنها میترسیدیم…
و چه بسیار «نه»های دیگری که میتوان شمرد.
گاهی عزیزترینِ زندگیمان، بیهیچ هشدار و بیهیچ نشانهای، از آغوش ما میرود. آنوقت سالها در ذهنمان میگردیم؛ دنبال دلیل، دنبال پاسخ، دنبال همان «اگر»ی که شاید میتوانست همهچیز را تغییر دهد.
اما حقیقت این است که بعضی تقدیرها را نه میتوان تغییر داد و نه میتوان از آنها پیشی گرفت.
پس خودتان را نبخشیده ندانید. شما مقصر رفتن فرزندتان نیستید. شما مادری کردید، دوست داشتید، دعا کردید و با تمام وجود برای فرزندتان زندگی کردید.
از مادری که هنوز هر نفسش بوی فرزندش را میدهد، به همه مادران داغدار:
خودتان را کمتر سرزنش کنید و بیشتر به خدا بسپارید؛ همان خدایی که امروز فرزندانمان را در آغوش رحمت بیپایان خود نگه داشته است.
و باور کنید…
گاهی هیچ اتفاقی نیفتاده است؛
نه غفلتی…
نه کوتاهی…
نه اشتباهی…
فقط تقدیر، زودتر از دلِ ما، نام فرزندمان را صدا زده است.
مادری را با دلتنگیِ تمام عمر، اما با عشقی جاودانه، به یادگار گذاشت.